سوشیانسسوشیانس، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

سوشیانس

NIRA_NINI

نیمه دوم ماه شانزدهم

1393/3/7 18:50
نویسنده : نیرا
691 بازدید
اشتراک گذاری

  • سوشیانس مامان توی این دو هفته، خیلی راه رفتنت خوب شده، با این که هنوز کامل مسلط نیستی، ولی ترجیح می دی فقط راه بری و از چهار دست و پا رفتن دیگه خبری نیست، حتی اگه ده بار بیفتی، باز هم پا می شی و راه می ری....
  • اولین باری که بعد از راه افتادن بردیمت پارک و گذاشتمت روی زمین، تا خودت راه بری، خیلی خوشت اومد:)))) و دیگه حاضر نبودی بغل من بیای و هی پاهاتو می کوبیدی توی ابای روی زمین
  • این هم عکسای اولین قدمای تو توی پارک( اثر هنری بابایی)
  • همچنان عاشق رقص و نای نای هستی، خیلی وقتا می یای و به لپ تاپ اشاره می کنی و می گی نای نای، تا فیلیم نای نایتو برات بذارم:))))
  • چشم مامان و بابات روشن... که اولا با خانوما می خندیدی و دست تکون می دادی، حالا اگه از کسی خوشت بیاد براش بوس هم می فرستی....
  • بوس فرستادنت خیلی بانمکه اون لبای کوچولوتو جمع می کنی و دستتو می ذاری روش و یه بوس صدادار می کنی و می فرستی، که حتما باید ازش عکس و فیلم بگیرم:))))))
  • برای اولین بار از یه نی نی هم خوشت اومد و بهش خندیدی، که البته یه دختر کوچولوی ناز و قرتی بود.....
  • . دوباره با دیدن دایی پیمان چنان گریه ای سر دادی که نگو و نپرس:(((((( جالبه که با دایی رامین این طوری نیستی 
  • از مبل و میز و تخت و هر چی که بتونی می ری بالا.......
  • از ددر فراری هستی، برای بیرون بردنت باید بگیم می ریم اب بازی یا می ریم پیش خاله که اونوقت خوشحال می شی:)))))
  • این روزا چند تا مهمون و دید و بازدید داشتیم.....
  • اگه نتونی پشت کنترلا یا اسباب بازیاتو باز کنی و باتریاشونو در یاری محکم می ندازیشون پایین تا درش باز شه و باتریا بریزه بیرون
  • بابایی انگشتشو می ذاره روی بینیش و می گه هیسسسس، که تو هم تقلید می کنی، فقط انگشتتو می ذاری روی لپت و می گی هیسسسسسسس
  • یه روز توی باغ، چکمه های باربدو پات کردیم و گذاشتیمت توی اب زیر درختا که دیگه ول کن نبودی و خیلی خوشت اومد:)))) ولی چون چکمه ها خیلی از پات بزرگتر بودن ، هی در می اومدن.... باید واسه خودت یه چکمه بخرم تا بتونی بازی کنی
  • گاهی وقتا می یای و سرتو می ذاری روی پام، که اونوقت من ذوق مرگ می شم، یه روز صبح هم که از خواب پاشده بودی و هی نگام می کردی تا منم پا شم و منم خوابم می یومد و باهات حرف نمی زدم، دستمو گرفتی و صورتتو گذاشتی روش و نگام کردی که من مثل برق گرفته ها از جام پریدم، خوب بلدی از مامان دلبری کنی........ فدات شم شیرینک من
  • بابا یه خرده سرش شلوغه و مابیشتر دوتایی می ریم بیرون، کالسکه سواری
  • خسته از عکس گرفتن............................. 
  • مثل همیشه اگه چیزی یادم اومد اضافه می کنم.........
پسندها (6)

نظرات (14)

ستاره.
7 خرداد 93 19:54
سوشیانس شبیه بچگی های داداش منه.
نیرا
پاسخ
ayda
8 خرداد 93 11:26
عززیزززم مث همیشه عکسهای خوشکلی از سوشیانس گرفتی مخصوصا اون عکسی که باباش انداخته با اون پاهای کوچولوش راه میره نیرا جان این صندل ها انگشتی هستند کفش سفته اذیت نمیشه من این مدلیشو واسه ایرمان دیده بودم گفتم نکنه به خاطر کف سفتش نتونه راه بره اذیت نمیکنه؟انگشتیش چی ؟
نیرا
پاسخ
مرسی ایدا جون من اینا رو برای اب بازی گرفتم، چون همه طرفش بازه اب نمی مونه توش، تا حالا زیاد راه نرفته باهاش، ولی همون طور که می گی احتمالا واسه راه رفتن کمی سخته
نیلوفر
8 خرداد 93 12:14
سلام قربون این گل پسری قرتی برم که انقده قر میده،وای خدا چقدر عکسی که از راه رفتنش گرفتید قشنگه،خوش به حال مامان و بابا با وجود شما،خدا نگهدارت باشه نفسی
نیرا
پاسخ
مرسییییییییییی
مامان زری
8 خرداد 93 13:29
سلام عزیز خاله 16 ماهگیت مبارک فرشته کوچولو اخه چقدر تو خوشتیپ و آقایی
نیرا
پاسخ
ممنونممممممممم
مامان انسیه
9 خرداد 93 1:42
نیراجون سوشانس رو ببوس ماشالله خیلیییییی دوست داشتنی تر شده دلم میخواد یه ماچ گندش بکنم شماازطف من ببوسش راستی عزیزم من یه وبلاگ زدم به اسم نینی سیسمونی اگه دوست داری عکسهای وبلاگ سوشیانس رومیدی بذارم اخه من عاششششششششق سیسمونیش بودم اده وبسیاااااار شیک
نیرا
پاسخ
مرسی انسیه جون، حتما ممنونم از پیشنهادت، ولی به دلایلی نمی تونم عکس بذارم، باز هم مرسی
دنیا
9 خرداد 93 11:02
الهیییییییییی. چه پسر نازی دارین. جای من ببوسش. به منم یه سر بزنین. منتظرتونم.
نیرا
پاسخ
ممنونم حتما سر می زنم
مامان فرانک
9 خرداد 93 11:10
فدای اون صورت ماهت بشم با اون عکسای خوشگلی که میندازی عکس هنری قدمهات که بابایی زحمت کشیدن انداختن خیلی قشنگه
نیرا
پاسخ
مرسی فرانک جون
مامان آنيسا
11 خرداد 93 15:18
عکسها مثل همیشه عالی خیلی قشنگ بودن من میخورم اون پاهای کوچولوشو آخر
نیرا
پاسخ
ممنونم
مامان آنيسا
11 خرداد 93 15:19
نیرا جون دیگه پیش ما نمیای هاااااااااا
نیرا
پاسخ
سعیده جون این روزا کمتر می یام نت، ولی حتما می یام پیشتون
مامان ندا
14 خرداد 93 20:08
بازم مثل همیشه قشنگه دست مامانی دردنکنه
نیرا
پاسخ
ممنونمممممممم
مامانی
17 خرداد 93 16:55
قربونه قدمهات عزیزم نیرا جون واقعا ادم وقتی راه رفته بچه شو میبینه احساس میکنه چقدر بزرگ شده و به وجودش افتخار میکنه واقعا عکساش عالی شده چه مامان بابای با سلیقه ای
نیرا
پاسخ
ممنونم از لطفت اره خیلی کیف داره، ولی چقدر زود می گذره، من که این روزا خیلی بغلش می کنم که حسرت بغل کردنش به دلم نمونه
سارا مامان محمدرضا
18 خرداد 93 11:31
به به...چه عکسای خوووشکلی ... ماشالله روز به روز جیگرررررررتر و خوردنی تر میشیا!!! کاراتم مثه همیشهههه بانمککککک.
نیرا
پاسخ
ممنونم
مامان بردیا شیطون
20 خرداد 93 12:29
جووووووووووووووووووووووووووونم عسیسم فدات
نیرا
پاسخ
ممنونممممممم
بابای ملیسا
23 خرداد 93 0:52
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی / چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی ضمن عرض سلام و تبریک خجسته میلاد منجی عالم بشریت ، وبلاگ ملیسا خانم ، دختر دوردونه بابا ، با عکسهای جدیدش به روز شد . خوشحال می شیم اگر به کلبه مجازی ملیسا تشریف بیارید و با نقطه نظرات سازنده و یادگاریهای قشنگتون ، روزهای قشنگ ملیسا رو زیباتر کنید.
نیرا
پاسخ
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سوشیانس می باشد